مرتضى راوندى
731
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
توصيف مىكند : هفتاد و پنج هزار سپاهى كه عمرو ، قبل از نبرد سان ديده بود . . . چنان متفرق شدند كه شامگاهان امير يعقوب در چادر دشمن اسير و به شامى نيازمند بود . قضا را فراشى كه سابقا در خدمت او بود از آنجا مىگذشت و بر او رحمت آورد . پس قدرى گوشت خريد و يك ماهيتابه از يك سپاهى عاريت گرفت و از سرگين شتر آتشى برافروخت و ماهيتابه را روى چند كلوخ قرار داد و براى آوردن نمك رفت . در اين حال سگى گرسنه كه به بوى خوش طعام جلب شده بود ، پيش آمد و سر درون ماهيتابه كرد تا استخوانى بربايد . ماهيتابهء داغ ، بينى او را بسوزانيد ، و چون سر را عقب كشيد دستهء ظرف به گردنش افتاد ، وحشتزده پا به فرار گذاشت و ماهيتابه و غذا را با خود برد . عمرو چون اين را ديد ، رو به سربازان و نگهبانانى كه در آن اطراف ايستاده بودند كرد و گفت من آن كسى هستم كه امروز صبح چهار صد شتر براى حمل آشپزخانهام لازم بود و امشب توسط سگى حمل گرديد . شجاعت ديلميان : . . . در زمان حجاج بن يوسف ( والى عبد الملك مروان در عراق ) نمايندگانى از ديلم نزد او بودند . حجاج به ايشان تأكيد كرد يا مسلمان شوند يا جزيه قبول كنند . آنان ابا كردند . حجاج دستور داد نقشهء سرزمين ديلم را كشيدند و كوه و بيابان و پستى و بلندى آن را رسم كردند . سپس نمايندگان ديلم را فراخواند و آن نقشه و صورت را به ايشان نشان داد و گفت يا پيشنهاد مرا بپذيريد يا با اين نقشهاى كه از بلاد شما در دست دارم ، مىفرستم تمام شهرها را خراب كنند ، مردان را بكشند ، زنان و كودكان را اسير كنند . ديلميان پاسخ دادند صورت و نقشهء سرزمينها درست است ، فقط يك نقص دارد و آن اين است كه جوانمردانى كه از آن دفاع خواهند كرد در آن ديده نمىشوند . اگر مىخواهى ، امتحان كن حجاج سپاهى به سردارى پسرش محمد به ديلم فرستاد . ولى محمد كارى از پيش نبرد و به قزوين برگشت . از اين پس ديلميان خطرناكترين دشمن خلفا محسوب مىشدند . . . آل ابيطالب از اوايل خلافت عباسيان كه سخت تحت شكنجه قرار گرفته بودند ، بهترين پناهگاهشان ايران بود . هجوم سادات به سوى ديلم در زمان متوكل عباسى شدت گرفت . از اين پس دو خطر از ناحيهء ديلم خلفا را تهديد مىكرد : يكى شجاعت ديلميان كه با استفاده از مناطق صعب العبور شجاعانه با خلفا مبارزه مىكردند ، دوم سادات علوى كه مورد حمايت ديلميان بودند . « 1 » اصطلاحات نظامى در عهد غزنويان : آقاى مهدى محقق استاد دانشگاه ضمن پژوهش پيرامون اصطلاحات ديوانى در تاريخ بيهقى ، راجع به سوابق تاريخى ديوان عرض ، و اصطلاحات نظامى در عهد غزنويان چنين مىنويسد : مقصود ديوان عرض سپاه همان ، عرض لشكر است اصطلاح عرض كردن لشكر و ديوان
--> ( 1 ) . شاهنشاهى عضد الدوله ، پيشين ، ص 13 به بعد .